Best-phone.ir بزرگترین سایت تفریحی فارسی زبان ها
   
 

.:: موضوعات ::.

 

عکس های روزانه سایت

عکس های سراسر وب

گالری عکس بازیگران مرد هالیوود

مدل لباس

گالری عکس بازیگران زن بالیوود

مقالات

جدید ترین موزیک و آلبوم ها داغ همه اینجا

بخش موبایل (بازی موبایل مبایل کلیپ دیکشنری و...

 
 

 

.:: منوی کاربری ::.

 

نام کاربری: 

 رمز عبور:   

 

فراموشی رمز عبور

ثبت نام

 
 

 

.:: تماس با مدیر ::.

 



 
 

 

.:: تبلیغات ::.

 

تبلیغی برای نمایش وجود ندارد

 
 
 

لینک های سایت :

 
 

تبلیغی برای نمایش وجود ندارد

 
 
روزهای سخت آمريكا در افغانستان | 59 مشاهده
 

9 سال از زماني كه ارتش‌هاي متفق به افغانستان لشكر كشيدند مي‌گذرد و در اين مدت آنچه كه به دست نيامده است موفقيتي بود كه استراتژيست‌هاي نظامي آمريكا و غرب انتظار آن را داشتند. در طول اين سال‌ها ميلياردها دلار هزينه جنگ در كوهستان‌هاي سربه فلك كشيده افغانستان شد ولي جز سرزميني سوخته، مردماني دربه در و گرسنه، سربازاني خسته دولتي ناكارآمد كه حوزه نفوذش از اطراف پايتخت و شهرهاي بزرگ دورتر نمي‌رود، حاصلي نداشته است. طالبان امروز محبوب‌تر از 9 سال پيش است و روند نيروگيري آن با اقبال بيشتر جوانان افغان روبه رو است و اين در حالي است كه با روند كشت خشخاش در اين كشور سير صعودي داشته تا محل اصلي درآمد طالبان كه همان عشريه بستن به خشخاش‌كاران و فروشندگان آن است بيشتر شود.

در چنين شرايطي است كه نگاهي دوباره به افغانستان نشان‌دهنده واماندگي آمريكا در رسيدن به اهدافش و درماندگي هم‌پيمانان اين كشور در همراهي بيشتر با آمريكا از يك سو و زير سوال رفتن مساله‌اي بنام مبارزه با تروريسم از سوي ديگر است. فرمانده نظاميان آمريكايي اخيرا در گزارشي سري كه براي كميته دفاعي – امنيتي مجلس سنا ارسال كرده بود بر شكست استراتژي آمريكا درافغانستان تاكيد داشته و خواستار گسيل نيروهاي تازه نفس به اين كشور شده بود. آنچه از اين نامه برمي‌آيد اختلاف نظر شديد ميان هم‌پيمانان آمريكا در سازمان ناتو براي ارسال نيروي بيشتر در باتلاق افغانستان و ژنرال "استانلي مك‌ كريستال" با زبان بي‌زباني گفته است كه بيشتر از اين نمي‌تواند كاري از پيش ببرد و از وي نبايد انتظار بيشتري داشت و فردا روز او را به خاطر ناكامي در افغانستان سرزنش كرد.

سوالي كه در اين ميان مطرح مي‌شود، چرايي شكست آمريكا و هم‌پيمانانش در افغانستان است. براي پاسخ به اين سوال بايد مسايل چندي را مورد توجه قرار داد، مسايلي كه شايد امروز چندان نيستند و عملا به فراموشي سپرده شده باشند. آمريكا در سال 2001 به بهانه سركوب القاعده در پاسخ به حملات 11 سپتامبر به افغانستان لشكركشي كرد و دوجين كشور اروپايي و آسيايي هم در اين لشكر كشي وي را ياري كردند. اما با وجود سرنگوني رژيم طالبان و فراري شدن رهبران و اعضاي القاعده به ارتفاعات بلند پامير، جنگ آمريكا در افغانستان تمام نشد، دليل اين امر را مي‌توان در چند نكته جست‌وجو كرد:

1- مبارزه با تروريسم تنها بهانه‌اي براي اشغال افغانستان بود و آمريكايي دنبال اهداف ديگري بودند. براي اثبات اين نكته بايد به موقعيت خاص افغانستان كه حايل ميان اقيانوس هند و آسياي مركزي – حيات خلوت روسيه – اشاره كرد. اين كشور هم‌زمان با چين مرز مشترك دارد و با وجود حضور آمريكا در ژاپن و كره جنوبي در اين نقطه مي‌تواند در مرز خشكي با چين هم‌مرز باشد. با توجه به اين نكته است كه در طول پنج سال اول حضور آمريكا و متحدانش مساله اصلي براي اين كشور افغانستان نبود و اين كشورها در افغانستان سرگرم پيش‌برد منويات خود بودند. آمريكايي‌ها تنها به بهانه مبارزه با طالبان و تروريسم موفق شدند در آسياي مركزي فرودگاه و تكيه‌گاهي براي خود كسب كنند و عملا زير گوش روس‌ها جنگنده‌هاي خود را پرواز دهند و دستگاه‌هاي شنود پيشرفته خود را بكار گيرند.

آنچه كه به نظر مي‌رسد آمريكا و متحدانش نقشه‌هاي بسياري براي آسياي مركزي به عنوان مركز دست‌ نخورده مواد معدني و زير زميني داشتند و اگر نبود حمله آمريكا به عراق و مخالفت كشورهاي اروپايي با اين مساله و همچنين فشار روسيه و چين به كشورهاي اين منطقه كه منجر به تشكيل پيمان شانگهاي شد، آمريكا و اروپا نقش‌آفريني بيشتري در اين منطقه داشتند. با اين تفاصيل است كه آمريكايي‌ها تنها آمدند و در افغانستان ماندند، دولتي را تشكيل دادند كه دايره نفوذش به اطراف كابل مي‌رسيد و رئيس جمهوري داشت كه نه اهل جهاد بود و نه سابقه‌اي ميان مردم خود داشت، بدتر از آن اين رئيس جمهور در مدتي كه سر كار بود تنها به اين فكر بود كه كاري كند تا دور بعد نيز در قدرت بماند و شروع به خريد و فروش پست‌ها و سمت‌ها كرد؛ اگر درد آمريكايي‌ها مبارزه با تروريسم و نجات مردم افغانستان بود، به صورت قطع به يقين آقاي كرزاي به مانند ده‌ها سياستمدار ديگر زير تيغ برنده نقد مطبوعات غربي قرار مي‌گرفت نه اينكه با روي كار آمدن اوباما و توجه وي به مساله افغانستان و نزديك شدن به زمان انتخابات رياست‌جمهوري در اين كشور دوربين‌ها توجه بيشتري به مردم فقير اما آزاده افغانستان كنند.

2- دومين مساله‌اي كه آمريكا فكري در مورد آن نكرده بودند، مردم افغانستان بود. برآورد استراتژيست‌هاي آمريكايي بر اين استوار بود كه مردم افغانستان از 22 سال جنگ با بيگانه و با خود خسته شده‌اند و حالا براي رها شدن از شر طالبان هم كه شده، با آنها همراهي خواهند كرد؛ هر چند اين برآورد در ابتدا صحيح به نظر مي‌رسيد اما سطحي بودن اين برآورد كه با اقدامات كوركورانه نظاميان آمريكايي در بي‌توجهي به مردم به خصوص در امر توسعه، مبارزه حقيقي با تروريسم به همراه كشتار دسته جمعي مردم اين كشور در بمباران‌هاي هوايي همراه شد؛ مردم افغانستان را به واقعيت‌هاي جديدي مواجه ساخت و به آنها يادآوري كرد كه اين اشغالگري هم مانند اشغالگري شوروي است و تفاوتي با آن ندارد.

تبديل شدن آمريكا از ارتشي آزادي‌بخش به ارتشي اشغال‌گر كه در اثر هر توهمي و گزارشي كور صدها شهروند افغان را با بمب‌ها "ناپالم" و موشك‌هاي "هلفاير" هم‌زمان قتل عام مي‌كند جاي هيچ شكي را براي مردم باقي نگذاشت كه در برابر اين نظاميان بايد سلاح دست گرفت. سلاحي كه در قرن نوزدهم ارتش شكست ناپذير "ملكه ويكتوريا" را در تنگه خيبر با زانو درآورد و شش هزار انگليسي را به هلاكت واصل كرد و سلاحي كه در طول دوران جهاد عليه اشغال‌گران شوروي ارتش ابرقدرت شرق را به چالش كشيد و آنها را شرمنده مقاومت وطن‌پرستانه مردم افغان كرد.

اين مقاومت نه مكان دارد و نه رهبري خاصي و امروزه بر اساس آنچه مطرح مي‌شود بسياري از مردم افغانستان نه در قامت طالبان بلكه در قالب گروه‌هاي مقاومت مردمي سلاح به دست گرفته تا در برابر اشغالگري كه براي پيش‌برد منافع خود به كشورشان آمده دفاع كنند و آن را از چنگ متجاوزي كه صد برابر بدتر از طالبان و كمونيست‌ها هستند برهانند. پيروزي سخت و نه چندان دل‌چسپ آقاي "حامد كرزي" در انتخابات اخير نيز تاييدي بر اين موضوع است كه مردم افغانستان عملا به وي كه دست‌نشانده آمريكايي‌ها است نه بزرگي گفتند و اگر نبود پول‌هايي كه آقاي "كرزي" خرج كردند و كنترل وي بر راديو و تلويزيون دولتي، مشخص نبود كه آيا او پيروز اين انتخابات هم بود؟

با توجه به اين مسايل است كه بايد منتظر ادامه ناكامي‌هاي آمريكا و متحدانش در افغانستان باشيم، افزايش نيرو تنها مي‌تواند تلفات را بالا ببرد و اگر اهداف و استراتژي كلان كه همان در نظر گرفتن مردم افغانستان – در قالب احترام به حاكميت ملي و شخصي آنها، ارائه طرح‌هاي توسعه‌اي و ... – نباشد، ارائه راهبردهاي مبتني بر اتخاذ شيوه‌هاي جديد برخورد به هيچ عنوان پاسخگو نخواهد بود و آمريكا بايد منتظر روزهاي سخت‌تري در افغانستان باشد.


ارسال شده توسط مدیریت  در پنج شنبه 9 مهر ماه 1388

امتیاز شما به این لینک :

0 نظر | 0 امتیاز
 

 

 
 

تبلیغی برای نمایش وجود ندارد

 

 PHONE

 

BEST

.:: موضوعات ::.

 

عکس های خبری

جک های روز

گالری عکس بازیگران زن هالیوود

مدل مو و آرایش

عشق و دلدادگی

اخبار و حوادث روز

نرم افزار ها

مکان های دیدنی استان ها

 
 
 

.:: نظرسنجی ::.

 
امکانات سایت چگونه است؟
ضعیف
متوسط
همه چی داره
عالیه
نظری ندام

 آرشیو نظرسنجی ها

 
 

 

.:: لینک دوستان ::.

 

بزرگترین سایت تفریحی

شهر موزیک بلاگفا

سایت تبادل لینک خودکار

دانلود کتاب الکترونیکی

هاست و ثبت دامنه آنلاین

 
 

 

.:: آمار سایت ::.

 

بازدیدامروز : 437

بازدیددیروز : 97

بازدید کل : 33595

افراد آنلاین : 10 نفر

Powered by  MyPagerank.Net

 
 

 

 

کپی برادری فقط با ذکر منبع

This Site Designed & Programmed By : KOOSHIA Design Group...